



سیلی واقعیت
معرفی کتاب سیلی واقعیت:
دیر یا زود واقعیت به شما سیلی خواهد زد! فقدان، بیماری، خیانت یا مشکلات دیگر، همگی به شکلی غافلگیرانه به سراغ شما میآیند و زندگیتان دچار چالش خواهد شد.
راس هریس، رواندرمانگری است که با صحبت درمورد تجربیات شخصی خودش سعی میکند به این تجربیات واقعی و گریزناپذیر، عمق احساسی بیشتری ببخشد و به شما نشان دهد که در درد و رنجهای خود تنها نیستند. همچنین به شما کمک میکند در میان درد و آشفتگی، آرامش را پیدا کنید، احساسات سخت را به خرد و شفقت تبدیل کنید، حتی زمانی که نمیتوانید آنچه را که میخواهید به دست آورید، دلخشنود باشید و زخمهای خود را التیام بخشید و قویتر از قبل ظاهر شوید.
معرفی کامل کتاب سیلی واقعیت:
سیلی واقعیت اثری از راس هریس است که مخاطبانش را هدایت میکند تا در دشوارترین دورههای زندگی خود از ناامیدی فاصله بگیرند و خشنودی واقعی را کشف کنند. هریس در این کتاب، طیف گستردهای از تمرینات و تکنیکهای مختلف را شرح میدهد که به کمک آنها میتوان افکار پریشان و سرکش خود را تحت کنترل درآورد و به آرامش بیشتری رسید. او با صحبت کردن درمورد تجربیات شخصی خودش سعی میکند به این اثر عمق احساسی بیشتری ببخشد و به خوانندگان نشان دهد که در درد و رنجهای خود تنها نیستند.
راس که یک روانشناس و رواندرمانگر است از تجربیات بیمارانی که به دلایل مختلف به او مراجعه کردهاند هم استفاده میکند و با مثالهایی ملموس، تأثیرگذاری تکنیکهای خودش را برجستهتر میکند. او از خوانندگان میخواهد که در مواجهه با سختیهای زندگی به خودشان سخت نگیرند و کمی با خودشان مهربانتر باشند. هریس آنها را تشویق میکند تا ارزشهایی که بیشتر از هر چیزی در زندگی خود به آنها اهمیت میدهند را کشف کنند، توانایی خود برای پذیرش مشکلاتی که تغییرپذیر نیستند را بالا ببرند و هر کاری که از دستشان برمیآید را برای بهبود وضعیتهایی که تغییر آنها امکانپذیر است، انجام دهند
قسمتهایی از کتاب:
- هروقت که در زندگی خود با هر نوع شکافی در واقعیت روبهرو میشویم (یک بیماری لاعلاج، خیانت، چاقی مزمن، نازایی، انزوا یا بیکاری)، مجبوریم که برای نجات دادن خودمان کاری انجام دهیم. پس اگر میخواهیم به شکلی مؤثر قدم برداریم، باید خودمان را از چالۀ افکارمان بیرون بکشیم و با دنیایی که در اطرافمان قرار دارد، اتصال پیدا کنیم.
- وقتی که از افکار خودمان جدا میشویم، این افکار، کنترلی که بر روی ما دارند را از دست میدهند. «جداسازی» به این معناست که ما افکار خود را رها کنیم و ماهیت واقعی آنها را ببینیم: آنها چیزی نیستند جز چند کلمه و تصویر ساده که در ذهنمان کنار هم قرار گرفتهاند. زمانی که در حالت جداسازی قرار میگیریم، به این نتیجه میرسیم که نیازی نیست از افکارمان اطاعت کنیم، تمام توجه خود را صرف آنها کنیم و آنها را بهعنوان تهدید ببینیم؛ حتی اگر این افکار حقیقت داشته باشند. در یک وضعیت جداسازی ما از افکار خود فاصله میگیریم و آنها را از خودمان جدا میکنیم. آنها را بهعنوان چیزهایی که واقعاً هستند (کلمات و تصاویر) میبینیم و اجازه میدهیم هر کاری که میخواهند، انجام دهند. در واقع آنها را از درون مشتهای خود آزاد میکنیم تا هر طوری که دلشان میخواهد بیایند و هر وقت هم که راحت بودند، بروند.
- تا حالا شده تنفر تمام فکر و ذکرتان را درگیر کند؟ این اتفاق برای بسیاری ما رخ داده است؛ مخصوصاً بعد از مواجه شدن با یک سیلی بزرگ واقعیت. در چنین شرایطی ممکن است از دیگران بهخاطر اینکه ما را ناامید کردهاند، با ما بدرفتاری داشتهاند، به ما اهمیت ندادهاند، به موفقیتهای بزرگتری از ما دست پیدا کردهاند یا هر دلیل دیگری متنفر شویم. تنفر یکی از نسخههای پیچیدۀ داستان «بهاندازۀ کافی خوب نیستی» است که عمیقاً با خشم، حقبهجانب بودن و حس قدرتمندی از ناعدالتی ترکیب میشود.
تنفر با گیر انداختن ما در قلاب خودش، معمولاً باعث میشود که با خودمان وارد یک درگیری درونی شویم. در بودائیسم گفته میشود: «تنفر مثل گرفتن یک زغال داغ و قرمز در دست خود است تا آن را بهسمت نفر دیگری پرتاب کنید.» در برنامههای ترک مصرف الکل گفته میشود: «تنفر مثل این است که خودتان سم بخوریید و امیدوار باشید که یک نفر دیگر بمیرد.» این جملات نشان میدهند که ما وقتی توسط قلاب تنفر گرفتار میشویم، فقط خودمان آسیب میبینیم و رنجی که درحال تجربۀ آن هستیم را بیشتر میکنیم.
دربارۀ نویسنده، راس هریس:
دکتر راس هریس، پزشک و رواندرمانگر و نویسندۀ کتاب پرفروش تلۀ شادمانی است که به 22 زبان ترجمه شده است. وی در زمینه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تخصص دارد. او به عنوان یکی از پیشگامان این رویکرد درمانی شناخته میشود و تأثیر بسیاری در حوزه سلامت روان دارد.


